شمیم دل

چون شمع نیمه جان به هوای تو سوختیم

با گریه ساختیم وبه پای تو سوختیم

اشکی که ریختیم به یادتوریختیم

عمری که سوختیم برای تو سوختیم

زندگی درد قشنگیست که بر باور ما می بارد
وسر انجام ظریفی است که در خاطر ما می ماند
زندگی شوق گلی رنگین است 

اهل قلیان نبود و بعدا شد

مثل الان نبود و بعدا شد

کرد تکذیب گفته هایش را

اهل کتمان نبودو بعدا شد

توله ای گرگ پرورش میداد

یار چوپان نبودو بعدا شد

داد تاریخ را عوض کردند

پدرش خان نبود و بعدا شد

مادرش را ننه صدا می زد

ننه  مامان  نبود و بعدا شد

شد مرتب و خوش تیپ

نمره اش وان نبودو بعدا شد

مال و اموال دیگران را خورد

او که حیوان نبود و الان شد

قضاوتت می کنند انانی که قا ضی نیستن

حکم می دهند انانی که حاکم نیستن

پیش بینیت می کنند انانی که پیشگو نیستن

از حست میگویند  انانی که هیچ احساسی را نمی فهمن

تحقیرت می کنند انانی که خود حقیرن

تو را به بازی میگیرند انانی که خود بازیچه ان

از عشق برایت می گویند انانی که عاشق نیستن

از صداقت می گویند انانی که صادق نیستن

ومن مینویسم در حالی که نویسنده نیستم

اری اینجا سرزمین جابجای هاست

سرزمین که نخوانده معنایت می کنند

ندیده ترسیمت می کنند

ونشنیده اهنگت می سرایند

انچه از سر گذشت شد سر گذشت
حیف بی دقت گذشت اما گذشت
تا که خواستیم یک دو روزی فکر کنیم
 بر در خانه نوشتن درگذشت
تعداد صفحات : 20

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید